hanahana، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

خاطرات هانا کوچولو

دلتنگی مامان

1391/3/31 0:57
نویسنده : مامان سیسی
193 بازدید
اشتراک گذاری

سلام .یه مدت طولانی که به وبلاگ دخترم سر نزدم.مشغله زیاد و کمی هم کاهلی منو از نوشتن غافل کرد.ولی امشب دلم می خواست با نینی وبلاگیها دردودل کنم.هانا جونم 1 سال ونیمش شده دختر شیرین زبونی که تغریبا تموم کلمات رو میگه و بعضی اوقات جملههایی مثل بابا رفت بالا.بیا بازی.تولدت مبارک و... هم میگه.دخترم عاشق باباش وخوب بلده خودش رو تو دل همه جا کنه.چند روزه هانا ویروس اسهال استفراغ گرفته امروز دکترش بهم گفت که دیگه نباید بهش شیر خودم رو بدم و شیر دادن رو باید قطع کنم.هیچوقت فکر نمیکردم که اینقدر اذیت بشم .اگه بهم نمیخندین باید بگم تا الان که 12:30 شب داشتم گریه میکردم چون دلم واسه لوسبازیهای دخترم موقع شیر خوردن.واسه حس ارامشی که موقع شیر خوردن داشت واسه تا این حد نزدیک بودنش به من تنگ میشه.هیچجور نمیتونم این حس غمم رو توصیف کنم. دخترم/ ماهم  /زندگی مامان منو به خاطر این روزایی که بهم میگی جیجی و گریه میکنی و بیقراری ببخش.بدون مامان بیشتر داره عذاب میکشه.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)